متن آهنگ
- پُشتِ پَنْجِرِه ،خونه ای آخَرایِ کوچه ،
- یه چراغِ کَمسـوو ، هر شب رُـــ شَــنِه،
- یه پیـرِزَن رو صَندَلی نِشَسته،
- خیره شده، به تاریـکیِ کوچه،
- میگَن دیوونست ، فقط با سایِه ها، حرفْ مــیزنه،
- امّا دیشب دیدم ، داره اَشکاشو پِنْهــون میریـزه،
- اون مُنتَظـِرِه، ،هنوز خوش بـاورِه،
- که یه روز، صدایِ قدمهاش میرِسه،
- تویِ قَلْبِش، ،یه پسرْ هست،
- که قرار بود ،قَهرِمانِش باشه،
- رو دیوارِ اُتاقِش ،هنوز عَکسیه،
- با یه لبخند، تو لِباسِ خاکی،
- یه صندوقْچِهْ، پر اَز نامِه هایِ بیجَواب،
- یه قَلْبِ پیــر اَمّا هنوز بــیتاب..
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.