متن آهنگ
- شب بود و بارون مى باريد
- اون آخرين قطار رو از دست داد
- تنها ايستاده بود
- به دنبال قطار دويد ولى ديگه خيلى دير بود
- زمان گذشت ولى هنوز همونجا بود
- تو چشماش خاموشى تو دلش يه جنگ سرد
- هر روز مى ديد كه قطارا ميان و ميرن
- ولى هيچ وقت بليت هيچ كدوم توی دستش نبود
- يه شب ديگه همون بارون همون سوز
- ولى اين بار اون قطار نيومد
- فهميد منتظر چيزی بوده
- كه قرار نبود از اين ايستگاه بگذره
- قطار رفت و من موندم توی شب
- هيچ چيزی عوض نشد همه چى همونطور موند
- سكوت خسته ماه زخم خورده
- شهر هنوز توی خوابهای كهنه گم شده
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.