متن آهنگ
- قطار از دور نَزْدیک شد ،
- رِیْـل ها شکسته بود، زمان کَم بود،
- صدامو ، باد بُرد ، شب کور بود ،
- جهان به یه ثانیه ، مَدْیون بود ،
- لباسمو آتیشْ زدم، شعله شدم
- تو تاریکی دَویدم، سایِه شُدم،
- میون جَهَنَّم، اُمیدو کشیدم،
- یه مَشْعَلِ تنها، رو رِیْـل دَویدم،
- نه وقتِ فکر بود، نه وقتِ ترس
- یه قلبِ تنها، عَلَیْهِ یه قَفَسْ،
- سوتِ قطار، مثل زخمِ تیغه،
- اَمّا هنوز میشد نِجاتِش داد ،
- به جایِ سُکوت، صدا شدم،
- منْ مُردم ولی...
- اونا زِندَن!
- ,قطارْ.....، ایستاد...
- جهان نَفَس کشید ،
- چشمایِ مُسافِرا، اَشـکـ ، داشت و اُمید ،
- من موندم ، با خاکسترِ تَنَم ،
- ولی نجات دادم... هَمِه رُو، با سوخْتَنَم
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.