متن آهنگ
- مردان خدا پردهٔ پندار دريدند يعنى همه جا غير خدا يار نديدند
- هر دست كه دادند از آن دست گرفتند هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند
- يک طايفه را بهر مكافات سرشتند يک سلسله را بهر ملاقات گزيدند
- يک فرقه به عشرت در كاشانه گشادند يک زمره به حسرت سر انگشت گزيدند
- جمعى به در پير خرابات خرابند قومى به بر شيخ مناجات مريدند
- يک جمع نكوشيده رسيدند به مقصد يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند
- فرياد كه در رهگذر آدم خاكى بس دانه فشاندند و بسى دام تنيدند
- همت طلب از باطن پيران سحرخيز زيرا كه يكى را ز دو عالم طلبيدند
- زنهار مزن دست به دامان گروهى كز حق ببريدند و به باطل گرويدند
- چون خلق درآيند به بازار حقيقت ترسم نفروشند متاعى كه خريدند
- كوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است كاين جامه به اندازهٔ هر كس نبريدند
- مرغان نظرباز سبک سير فروغى از دام گه خاک بر افلاک پريدند
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.