متن آهنگ
- ای ساربان! آهسته رو كآرام جانم مى رود
- وآن دل كه با خود داشتم با دل س تانم مى رود
- من مانده ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او
- گويى كه نيشى دور از او در استخوانم مى رود
- او مى رود دامن كشان من زَهر تنهايى چشان
- ديگر مپرس از من نشان كز دل نشانم مى رود
- در رفتن جان از بدن گويند هر نوعى سخن
- من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مى رود
- بازآی و بر چشمم نشين ای دلس تان نازنين!
- كآشوب و فرياد از زمين بر آسمانم مى رود
- او مى رود دامن كشان من زَهر تنهايى چشان
- ديگر مپرس از من نشان كز دل نشانم مى رود
- سعدی
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.