متن آهنگ
- آمدم تا بغلت گيرم و در بر بكشم
- جام سر مستى ديدار تو را سر بكشم
- نفسم بند و دلم قند و نگاهم گله مند
- كه نيايى و من از بام دلت پر بكشم
- با من از سختى طوفان به سخن هيچ مگو
- من نفس در تب اين حادثه بهتر بكشم
- يار من بودی و هستى و بمانى جانا
- غير تو دست و دل از هستى و باور بكشم
- تو هوايت چه غمى بر دل من زد كه هنوز
- دوست دارم به هوايت غم ديگر بكشم
- از جهانت خسته ام خواهش دوزخ دارم
- من از اين جبر بهشتى شدنم بيزارم
- تو خدايى و مرا خوار نميخواهى نه
- پس بگو از چه سبب اين همه من بيمارم
- روز و شب تيرگى است خوب خودت ميدانى
- هر شبم مثل خودت تا به سحر بيدارم
- مردم شهر من از عشق نبردند بويى ...
- حاصلش اين كه شبيه خود تو بى عارم
- كودكى های من از ترس تو پى در پى
- تو عابدی گفت سر از سجده تو بردارم
- سر به سوی تو بلند كردم و خود را ديدم
- نه بهشتى نه جهنم كه تو خودت دارم
- مطلع شعر من از لطف تو غافل بود و
- اينک از عشق تو و تازه شدن سرشارم
- بعد از اين كعبه ی من خانه سنگى تو نيست
- تو خدای منى و خانه تو پندارم ...
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.