متن آهنگ
- امان از شبهای بارانی
- امان از حال پریشانی
- خودم اینجا دلم آنجا
- کنارم اما نمیدانی
- من آن بغضم در سکوت تو
- که میمیرم در نبود تو
- من آن اشکم که گم کردم تمامم را در وجود تو
- با خیال تو رفت قلب من سمت ماجرای عجیبی
- مانده است به گلو جان من تو بگو با من از چه غریبی
- پر بستم بنشستم بر بامت ای جانم نا غافل
- چشمانت غرقم کرد دستانم قایق شد تا ساحل
- از من چه میخواهی تقدیمت این قلب نا قابل
- چه بدتر از اینکه انگاری بی خبری بی خبری از جان رسیده به لب
- چه بی رحمانه می نگری می نگری چون ماه بر خاموشی شب
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.