توی پاییز مجاور وسطای ماه آذر
توی پاییز مجاور وسطای ماه آذر از رضا یزدانی
- ۰
- پخش
- ۰
- دانلود
- ۰
- دیدگاه
- —
- امتیاز
- 320kbps · MP313.5 MBدانلود
متن آهنگ
- حوصله ندارم اما همه ی قصه رو ميگم
- همه ی قصه رو حتى اونجايى كه دوست ندارم
- بزار صحبت كنيم اين بار جای اين كه بنويسيم
- راجع به دو جين سوالو يه سری عقده ی بدخيم
- مى دونم كه ديگه مردم مرگ من موقتى من نيست
- اين جواز دفن و كفن يه صدای لعنتى نيست
- توی اين بحبوحه ی شک وسط اين همه بحران
- خودمو گوشه ی آسفالت جا گذاشتم تو اتوبان
- ژست بى خوبى منگى واسه من نگير دوباره
- كسى كه جلوت نشسته عصبى و لت پاره
- من ديگه اصلا نميخوام تيغو رو رگم بسرم
- پايتخت دود و گوگرد قهرمان فصه ی مرگ
- اگه عاشقت نبودم پا نمى داد اين ترانه
- بى خيال بد بياری زنده باد اين عاشقانه
- خط موشكو تو دستت نسل من خط كشى مى كرد
- واسه انفجار قلبت شعر من خودكشى مى كرد
- جعبه جعبه استخونو غم پرچمای بى باد
- كودكى نسل ما رو به قرنطينه فرستاد
- من با زندگى شعرم يا با تو شوخى نداشتم
- واسه تو شوخى بوديم ما خيلى تلخه سرنوشتم
- حالا هى غلط بگير از ديكته های نانوشته ام
- يا كه اوراق بهادار بده جای سرنوشتم
- اگه عاشقت نبودم پا نمى داد اين ترانه
- بى خيال بد بياری زنده باد اين عاشقانه
- بين اين صد تا اتوبان يه مسير منحنى نيست
- كه كسى پشت سرم هى نده فرمان واسه ی ايست
- وقتى آژير رو كشيدن توی گوش لت و پارم
- خودم عين بمب دستى شعرم هم شد انفجارم
- يه نفر رو در و ديوار خون خاطره مى پاشه
- يه نفر كه ميگه اين بار بزار انگشت رو رو ماشه
- خيلى ساده نرسيدی سر صحنه واسه اجرا
- انگاری كه محض خنده گرگه زد به گله ی ما
- اگه چيزيو نگفتم توی خاطرم نمونده
- متاسفم كه ذهنم خاک قصه رو تكونده
- تسمه ی دلم بريد و من از اون دقيقه لالم
- يه سری تصوير موهوم ساخته ميشه تو خيالم
- ببين اين زخمای كهنه ديگه پانسمان نميشن
- شدن عين تير آخر وسط جمجمه ی من
- منزوی شو توی قلبت ی اد كارون شب دجله
- سر كوچه های بن بست ياد حجله پشت حجره
- بچه های خاک و بارون يادته ريختن تو ميدون
- مادراشون پشت شيشه پدراشون ته دالون
- پس چرا با تو غريبست نسل بى خاطره ی من
- يادمون نيست كه چه جوری واسه همديگه مى م ردن
- پاش بيفته باز دوباره روی مغربت مى بارم
- باز توی منطقه ی مين دست و پامو جا مى ذارم
- اگه عاشقت نبودم پا نمى داد اين ترانه
- بى خيال بد بياری زنده باد اين عاشقانه
- اسم پايتختو با خون مى نويسم واسه يادداشت
- تنها چيزی كه تو دنيا روی پاهام نگهم داشت
- سر و ته كنم تو جاده مقصدم تهش همين جاست
- وسط برجای تهرون ازدحام شعر و روياست
- مى گذره اين روزا از ما ما هم از گلايه هامون
- عادی مى شن اين حوادث اگه سختن اگه آسون
- توی پاييزمجاور وسطای ماه آذر
- شد قرارمون كه با هم بزنيم به سيم آخر


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.