متن آهنگ
- من ندانستم از اول كه تو بى مهر و وفايى
- عهد نابستن از آن به كه ببندی و نپايى
- دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم
- بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايى
- روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا
- در همه شهر دلى نيست كه ديگر بربايى
- گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم
- چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايى
- ای كه گفتى مرو اندر پى خوبان زمانه
- ما كجاييم در اين بحر تفكر تو كجايى
- شمع را بايد از اين خانه به دربردن و كشتن
- تا به همسايه نگويد كه تو در خانه مايى
- عشق و درويشى و انگشت نمايى و ملامت
- همه سهلست تحمل نكنم بار جدايى
- ز كمال ناتوانى به لب آمدست جانم
- به طبيب من كه گويد كه چه زار و ناتوانم
- به گمان اين فكندم تن ناتوان به كويت
- كه سگ تو بر سر آيد به اميد استخوانم
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.