- 320kbps · MP34.6 MBدانلود
متن آهنگ
- در آستانه ی پيری گلايه از شب دنيا
- بد است مرد حسابى به احترام ديازپام
- بدون غصه و بوسه تلاش كن كه بخوابى
- تو مثل برده ی خانه وبال گردن روزی
- كسى نگفت نبايد كه از نهاد بسوزی
- تو آفتاب نبودی كه بى دريغ بتابى
- چه اسب ها كه درونت به اهتزاز درامد
- به شيهه عمر گلويت كشان كشان به سر آمد
- تو را كه بست به گاری كه روز مزد عذابى
- لگد زدند به شيری كه صبر غرش او بود
- شكست يوزپلنگى كه رام و آينه خو بود
- و از فراز دهانى سقوط كرد عقابى
- دلير ماندی و نان را به خون زدی كه نميری
- به هرزه پا ندواندی از اين دوندگى آخر
- چه ميرسد به جماعت جز آخوری و طنابى
- شناسه عالمى اما شناسنامه نداری
- و دائم الغمى اما خودت ادامه نداری
- غرور منقطع النسل عماره ساز خرابى
- تو برگزيده نبودی قبول كن كه نبودی
- قبول كن كه رسولى بدون معجزه هستى
- بلند مسئله هستى ولى بدون كتابى
- دريچه ای كه تپيد و جهان كوچک ما را
- به نور خوان گرفتست بيا و زنده شو ای ماه
- كه مثل فاتحه هر شب بر اين دريچه بتابى
- هزار ماهى تنها فدای آبيه دريا
- هزار بسته مسكن فدای اين غم برنا
- هزار گله ی درنا فدای وسعت آبى
- گلايه از شب كوچک ول ک به شيوه ی كودک
- پس از حزن مبارک شبت بلند غمت نيز
- غمت بخير شبت نيز شب است مرد حسابى


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.