متن آهنگ
- در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
- گرشکوه ای دارم زدل با یار صاحبدل کنم
- در پرده سوزم همچو گُل درسینه جوشم همچو مُل
- من شمع رسوا نیستم تا گریه درمحفل کنم
- اول کنم اندیشه ای تابرگزینم پیشه ای
- آخر به یک پیمانه مِی اندیشه راباطل کنم
- زان دو ؛ ستانم جام را آن مایه آرام را
- تاخویشتن را لحظه ای ازخویشتن غافل کنم
- از گُل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
- تاچون غبارکوی او ؛ درکوی جان منزل کنم
- روشنگری افلاکیم ؛ چون آفتاب از پاکیم
- خالی نیم تا خویش را سرگرم آب وگِل کنم
- غرق تمنای توام ؛ موجی زدریای توام
- من نخل سرکش نیستم ؛ تاخانه درساحل کنم
- دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
- چند از غمِ دل چون رهی فریادِ بی حاصل کنم
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.