زﻧﻬﺎ
- 320kbps · MP37.4 MBدانلود
متن آهنگ
- داس برساقه گندم زدی و بى خبری
- آه يک مزرعه در پشت سرت راه افتاد
- من همان نامه نفرين شده بودم كه مرا
- بارها خط زد و تا كرد ولى نفرستاد
- بغض من گريه شد و راه تماشا را بست
- از تو جز منظره ای تار ندارم در ياد
- زنها زمستانند و چترند و بارانند
- وقتى كه غمگينند آواز ميخوانند
- داشتم خواب شفايى ابدی مى ديدم
- كه تو از راه رسيدی مرض مادر زاد
- هر چه فرياد زدم كوه جوابم ميكرد
- غار در كوه چه باشد دهنى بى فرياد
- سر گيسوی تو در مشت گره خوردهٔ باد
- خبر از خانهٔ ويران شده در من مى داد


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.