متن آهنگ
- رسد عطرش، به هر سو، هو
- دمد در نافهها، بو، هو
- به آتش عودِ مشکین هو
- گشاده در هوا، مو، هو
- به 'لا'یِ 'لااِلهَ'، هو
- بزد تا طبلِ 'اِلّاهو'؛
- عدم شد کثرت و، آمد
- به بابِ 'هو اِلی هو'، هو
- در آن دریایِ پُر 'لا'، او
- پیِ لُوْلُوْیِ 'اِلّا'، او
- بشد از خود، بشد از هو
- نشان از 'بینشان رو' هو
- به غیرش، در حجابِ 'او'؛
- شده 'او'یی، نگارِ 'او'؛
- ز های و هویِ آن دریا
- به غیرت، در هیاهو، هو
- به دستش میگرفتش، او
- که دادش دل به لعلش، او
- چو شد رسوا و مستش او
- بگفتش سِرِّ 'یاهو'، هو
- نگارش را، گرفتش هو
- نگاهش را گرفتش: 'هو'؛
- شدش شیدا و عشقش هو
- بدادش دادِ 'هوهو'، هو
- علی، بی باده جامِ او
- زبان بسته، به کامِ او
- بِدان آهو، بِدامِ هو
- ندا دادا، 'هوالهو'، هو
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.