متن آهنگ
- ساده از دست ندادم دل پر مشغله را تا تو پرسیدی و مجبور شدم مسئله را
- عشق آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را
- عشق آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ دانه انداخت و از شرم دانه انداخت و از شرم
- دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را
- دهه شصتی دیوانه یک بار عاشق خواست تا خرج کند آن کوپن باطله را
- من برادر شده بودم و برادر باید وقت دیدار رعایت بکند فاصله را
- و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را
- عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست خواستم باز کنم با تو سر این گله را
- دهه شصتی دیوانه ی یک بار عاشق خواست تا خرج کند آن کوپن باطله را
- من برادر شده بودم و برادر باید وقت دیدار رعایت بکند فاصله را
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.