صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را از حامد زمانی
- ۰
- پخش
- ۰
- دانلود
- ۰
- دیدگاه
- —
- امتیاز
- 320kbps · MP314.8 MBدانلود
متن آهنگ
- بخت باز آيد از آن در كه يكى چون تو دريد
- روی زيبای تو ديدن در دولت بگشايد
- صبر بسيار ببايد پدر پير فلک را
- تا دگر مادر گيتى چو تو فرزند بزايد
- اين ظرافت كه تو داری همه دلها بفريبى
- وين لطافت كه تو داری همه غمها بزدايد
- چشم عاشق نتوان دوخت كه معشوق نبيند
- نای بلبل نتوان بست كه بر گل نسرايد
- نيشكر با همه شيرينى اگر لب بگشايى
- پيش نطق شكرينت چو نى انگشت بخايد*
- گر مرا هيچ نباشد نه به دنيا نه به عقبى
- چون تو دارم همه دارم دگرم هيچ نبايد
- مژده ای دل
- كه كنون وقت وصال است و
- غمت رو به زوال است
- به عشاق بگوييد
- ره وصل بپوييد
- كه چارم* مه از آن چهارده ما
- كه عالم همه مجنون رخش
- در طلبش نعره زنانند و
- به دف رقص كنانند و
- به دل خوف و رجا
- از كرم ساقى ما
- طرد شده درد و
- ز شوق قدمش سرو روان است و
- چنين است و چنان است و
- قرار دو جهان است و
- سپاهى ز غلامان
- به رهش جامه دريدند و
- دل از خويش بريدند و
- به معشوق رسيدند و
- همين مشغله ی ماست
- كه از عشق بميريم و
- جز او يار نگيريم
- با همه خلق نمودم خم ابرو كه تو داری
- ماه نو هركه ببيند به همه كس بنمايد
- دل به سختى بنهادم پس از آن دل به تو دادم
- آنكه از دوست تحمل نكند عهد نپايد
- گر حلال است كه خون همه عالم تو بريزی
- آنكه روی از همه عالم به تو آورد نشايد
- چشم عاشق نتوان دوخت كه معشوق نبيند
- نای بلبل نتوان بست كه بر گل نسرايد
- هركه دلارام ديد از دلش آرام رفت
- باز نيابد خلاص هركه در اين دام رفت
- ياد تو ميرفت و ما عاشق و بيدل شديم
- پرده برانداختى كار به اتمام رفت
- مه ننمايد به روز چيست كه در خانه تافت
- سرو نرويد به بام كيست كه بر بام رفت
- كه به همه عمر خويش با تو بررم دمى
- حاصل عمر آن دمست باقى ايام رفت
- دل و دينم به فدای قد و بالای نگاری
- كه همى بنده نوازست و
- حقيقت نه مجاز است
- چه بگويم كه چنين قصه دراز است
- جهانى به درش غرق نياز است
- نماز است
- جواز است
- به دلم سوز و گداز است
- منم آن منم آن
- منم آن ريزه خور خوان كريمش
- كه به كس كار ندارم
- بجز آن يار ندارم
- ثمني* غير دلم بر سر بازار ندارم
- من نالايق ناقابل نالان چه كنم
- با همه درماندگى و
- دوری و شرمندگى و
- بندگى و بى ثمری
- پيش همان شه
- كه كريم است و رحيم است و
- همان يار قديم است
- جهان گير جهاندار و
- به دل دلبر و دلدار و
- وفادار و هوادار و
- بهين* سرور و سردار و
- كس و كار و
- به دل يار و
- جهانى به كرم هاش بدهكار و
- چه ميشد دل غمديده ی من را
- بشود باز خريدار


دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.