متن آهنگ
- در خواب و خيالى بودم كه ندايى آمد از آسمان شباهنگ و صدايى
- در دشتى پر از نور آمد يكى از دور شد محو نگاهم به رخش بس كه قشنگ بود
- گفتم تو كه هستى دنبال چه هستى گفتا كه خداوندم و من خالق هستى
- گفتم كه كجايى ديدی چه بلايى آمد سر اين مردم شهرم چه جفايى
- گفتا كه ديدم ديدم و شنيدم هرجايى كه مادر گريست من برسيدم
- گفتم تو خدايى كن چاره يه راهى اين قافله شد خسته چنين در غم و آهى
- با عشق چنين گفت بايد كه يكى شد تا ريشه كينه در سينه تهى شد
- اينطور برسد زود آن روز شود خوب هر خانه پر از خنده و هر قلب پر از نور
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.