موزیک‌ها

سحرگاه

دیماش

سحرگاه از دیماش

۰
پخش
۰
دانلود
۰
دیدگاه
—
امتیاز
دانلود

درباره این آهنگ

«سحرگاه» اثری با صدای دیماش است. سبک آن پاپ است. مدت پخش ۴:۰۹ است. متن آهنگ در همین صفحه آمده است.

ژانرها
زبان‌ها
نوع اثر

متن آهنگ

  1. متن آهنگ به زبان اصلى آن چينى و ترجمه انگليسى و فارسي :
  2. 🇨🇳那是一個秋天風兒那麼纏綿
  3. 讓我想起他們那雙無助的眼
  4. 就在那美麗風景相伴的地方
  5. 我聽到一聲巨響震徹山谷
  6. 就是那個秋天再看不到爸爸的臉
  7. 他用他的雙肩托起我重生的起點
  8. 黑暗中淚水沾滿了雙眼
  9. 不要離開不要傷害
  10. 我看到爸爸媽媽就這麼走遠
  11. 留下我在這陌生的人世間
  12. 不知道未來還會有什麼風險
  13. 我想要緊緊抓住他的手
  14. 媽媽告訴我希望還會有
  15. 看到太陽出來媽媽笑了天亮了
  16. 🇺🇸That was an autumn day where clouds were unwilling to part
  17. It makes me remember their helpless eyes
  18. Right at that picturesque, beautiful place
  19. I heard a mighty thundering shake the valley
  20. Right at that autumn day, no longer can I see my dad's face
  21. He used his shoulders to lift me into the beginning of my new life
  22. In the darkness, tears clung to both eyes
  23. Don't want to leave, don't want to hurt
  24. I saw my mom and dad just go away like this
  25. Leaving me in this world of strangers
  26. Not knowing whether the future will hold any hazards
  27. I want to tightly grab onto his hand
  28. Mom tells me that there will still be hope
  29. I see the sun rising, and mom smiles. The day is lightening.
  30. آنروز، روز پاييزی بود كه ابرها دلشان نميخواست از هم جدا شوند
  31. اين باعث ميشه كه چشمهای ناتوانشان را به ياد بياورم
  32. درست در آن محل زيبا و خوش منظره
  33. شنيدم كه يک طوفان قدرتمند دره را لرزاند
  34. درست در آن روز پاييزی ديگر نميتوانم چهره پدرم را ببينم
  35. او از شانهاش برای بلند كردن من به شروع زندگى جديدم استفاده كرد
  36. در تاريكى اشک درون به هر دو چشمم چسبيده بود
  37. نميخواهم بروم، نميخواهم اذيت كنم
  38. من ديدم كه پدر و مادرم همينطوری رفتند
  39. من را در اين دنيای غرييهها تنها گذاشتند
  40. بدون دانستن اين كه آيا آينده خطرناک خواهد بود يا نه؟
  41. دلم ميخواهد محكم دستش را بگيرم
  42. مادر به من ميگويد كه هنوز شايد اميدی باشد
  43. ميبينم كه خورشيد طلوع ميكند و مادر لبخند ميزند. سحرگاه هست
  44. 🇨🇳這是一個夜晚天上宿星點點
  45. 我在夢裡看見我的媽媽
  46. 一個人在世上要學會堅強
  47. 你不要離開不要傷害
  48. 我看到爸爸媽媽就這麼走遠
  49. 留下我在這陌生的人世間
  50. 我願為他建造一個美麗的花園
  51. 我想要緊緊抓住他的手
  52. 媽媽告訴我希望還會有
  53. 看到太陽出來他們笑了天亮了
  54. 🇺🇸This is a night with scatterings of stars
  55. I see my mom in my dream
  56. A person alone in the world has to be strong
  57. Don't go, don't hurt
  58. I see my mom and dad just like this go away
  59. Leaving me in this world of strangers
  60. I want to build them a beautiful garden
  61. I want to tightly grab onto his hand
  62. Mom tells me that there will still be hope
  63. Seeing the sun rise, they smile. The day is lightening.
  64. اين شبى با ستارههای پراكنده است
  65. مادرم را در رويا ميبينم
  66. يک آدم در اين دنيا بايد قوی باشد
  67. نرو، اذيت نكن
  68. من را در اين دنيای غرييهها تنها گذاشتند
  69. دلم ميخواست برايشان يک باغ زيبا بسازم
  70. دلم ميخواهد محكم دستش را بگيرم
  71. مادر به من ميگويد كه هنوز شايد اميدی باشد
  72. ميبينم كه خورشيد طلوع ميكند و آنها لبخند ميزنند. سحرگاه هست

بیشتر بشنوید

همه

نظر کاربران

اولین نفر باشید که امتیاز می‌دهد

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.