متن آهنگ
- خلیج رو به گدار و باد سوی کومه روان
- نشسته ای به تماشا و من به تو نگران
- سوار عیش و هوایی تو جای زل زدنی
- به پشت بام جوانی نیوفتی از لبمی
- خلیج می بیند که عشق می بازی
- و هیچ می ماند نه غم نه همرازی
- شبی دل را به تاریکی زدم ز مویت باز می کردم
- خلیج پشت سرت پهن و باد جلد تنت
- زمان به معجزه آغشته گاه گپ زدنت
- سوار عیش و هوایی تو جای زل زدنی
- تو شمع خلوت صبحی کلید برق منی
- خلیج می بیند که عشق می بازی
- و هیچ می ماند نه غم نه همرازی
- نه پرده ی ماهور نه شور آوازی
- نه تاک انگور و شراب شیرازی
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.