متن آهنگ
- ماهى به آب گفتا من عاشق تو هستم
- از لذت حضورت مى را نخورده مستم
- آيا تو ميپذيری عشق خدائيم را
- تا اين كه بر نتابى ديگر جدائيم را
- آب روان به ماهى گفتا كه باشد اما
- لطفا بده مجالى تا صبح روز فردا
- بايد كه خلوتى با افكار خود نمايم
- اينجا بمان كه فردا با پاسخت بيايم
- ماهى قبول كرد و آب روان گذر كرد
- تنها برای يک شب از پيش او سفر كرد
- وقتى كه آمدش باز تا اين كه گويد آری
- يک حجله ديد و عكسى بر آن به يادگاری
- خود را ز پيش ماهى ديشب كه برده بودش
- آن شاه ماهى عشق بى آب مرده بودش
- ناليد و يادش افتاد از ماهى آن صدايى
- وقتى كه گفت با عشق ميميرم از جدايى
- ای كاش آب مى ماند آن شب كنار ماهى
- ماهى دلش نمى مرد از درد بى وفايى
- آری من و شما هم مانند آب و ماهى
- يک لحظه غفلت از هم يعنى همين جدايى
- اورفت به آسمان وماهى مانده تنها
- گرنباشدعشق توعمرگران خواهم چكار
- زندگى را در كنار ديگران خواهم چكار
- دورگشتم بى توازاين بودن وصد آرزو
- بودن واين آرزوی بيكران خواهم چكار
- درد دارد دوريت چون انتظار كودكى
- ميكشم دردغمت درمان آن خواهم چكار
- درفراقت كودک عشقت چومن افسرده شد
- در خيالت قهقه بازيگران خواهم چكار
- شب نشينم گشته ای وشبچرم اشک خيال
- روی كرسى كشمش شهدگران خواهم چكار
- نيست در باغ دلم طعمى بجز طعم مويز
- مستى و به به كنان شاعران خواهم چكار
- تا ابد با ياد تو ميسوزد اين بيچاره دل
- تادوچشمم شاهدست آب روان خواهم چكار
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.